تبليغاتX
دست نوشته های مریم قاضی - کمی سخت اما ممکن!
دریچه ای به هنر و ادبیات کردستان

کمی سخت اما ممکن!

 

می شود انگار زیست ،

شاد بود

شاید! و...

آبگینه ای از لبخند را آذین چهرایی گلگون نمود،

می شود انگار

چشمها را بست و باز هم بست و باز هم بست،

تا هراس زهر چشمی را در آن گم کرد ،

تا نپرسید،

تا نترسید ،

تا نلرزید،

تا اوج فاجعه "ندیدن" هیچ چیزی را نماسید و نفهمید ،

آرام آرام می شود گندید!

کمی سخت اما ممکن است:

با همه رنجی که هست شاد زیست

چون نیلوفر آبی  خوش عطر و بو

با همه دردی که در تعفن مرداب هست

آری میتوان زیست

کمی سخت اما ممکن است،

شاید...

 

نوشته شده توسط مریم قاضی در ساعت 11:58 قبل از ظهر | لینک  |