تبليغاتX
دست نوشته های مریم قاضی - خاتمی امد تا...
دریچه ای به هنر و ادبیات کردستان

خاتمی آمد تا بگوید نمی آید.

دغدغه حفظ نظام جمهوری اسلامی به هر قیمتی که شده میتواند بزرگترین علت حضور ایشان در شروع کار بوده باشد. دادن تکانی به ماشین شرکت در انتخابات کار کمی نیست هر چند که خودشان پشت فرمان ننشینند. من با تمام احترامی که برای این سید خوش سیما قائلم و بهترین و امیدوارکننده ترین دوران فعالیتهای اجتماعی ام را مرهون دو دوره ریاست جمهوری ایشان میدانم که با ایجاد فضایی نسبتا باز روح تازه ایی را به کالبد افسرده ما دماند، نمیخواهم این فرصت باز خوانی، نقد و آسیب شناسی ها و باز خوانی ها و اطلاع رسانی های بی سابقه دو دوره ریاست جمهوری ایشان را که به حق میتوان دوره ایی درخشان در طول تاریخ  اصلاحات در ایران دانست که کمتر چنین فرصتی دست میدهد، نادیده وکم بها جلوه دهم اما آیا نتیجه کار نمی توانست بهتر باشد؟ آیا خاتمی عزیز توانستند نیروی بلقوه ایی را که با تمام توان در پشت جبهه اصلاحات صف آرایی نموده بود به بلفعل برساند؟ البته من نیز مثل ایشان معتقدم که ایشان قهرمان نبودند و خودشان هم بار بر این امر تاکید کردند که نباید چشم براه سوپر من بود و هرکس باید هر آنچه در توان دارد به شیوه ایی مسالمت آمیز و در چهارچوب قانون اساسی به عنوان یک شهروند به انجام برساند و همینطور هم شد ، توان راهبردی مردم درچنان  فضایی  همین بود که تجربه کردیم ، اما یک نیروی باز دارنده در این میان بشدت در حال فعالیت بود که هراسی بیمورد را دامن میزد ، انحصار طلبی و نگرانی اصولگرایان از در رفتن شیرازه کار نظام و به قول خودشان در آنزمان پیشروی کودتایی خزنده از جانب اصلاح طلبان که نهایت رشته امور را ممکن بود از دست خود روشنفکران دینی نیز خارج کند، حتی برخی از اقشار اصلاح طلب را نیز به تامل واداشته بود که گاها در دیدگاههای خود آقای خاتمی نیز خودنمایی میکرد و ایشان برای لحظه ایی هم از ترمز غافل نبودند ، هنوز آنچنان که باید به مردم اعتماد نمیکردند و توهم توطئه در داخل و خارج از جانب دشمنان نظام را در بسیاری از تحلیلهای ایشان موج میزد. مثلا  دادن وعده به حضور زنان در پستهای کلیدی و کابینه وزیران در بدوا کار و در نهایت ناباوری اعلام اشتباه خواندن چنین وعده ایی از جانب خودشان بدنبال اعتراض مراجع تقلید در حضور برابر زنان در عرصه های اجتماعی، که در یکی از روزنامه های صبح در آنزمان به چاپ رسیده بود و این را هنگامی مطرح کرد که با  دغدغه بسیار دو زن را در کنار کابینه خود جای داده بودند

و یک سری محافظه کاری های دیگر که خصوصا در مورد ما اقلیتهای ملی و مذهبی با شدت بیشتری اعمال میشد هرچند که برای ما این مقدار نیز موهبتی بود و ناسپاس نبودیم و حسن نیت خود را با ریختن آرای بی نظیر خود به اثبات رساندیم. اینبار خاتمی عزیز امد اما  در نوازشهای نگاهشان ان حکایتها نبود که نشان از ماندگاری ایشان باشد و این بسیار مشخص بود در واقع آمدند تا موسوی را معرفی کنند و به زندگی آرام خود در کشتی کنار گرفته شان در این دریای طوفانی ایران ما که از درد تورم و گرانی و بیداد اعتیاد و افسردگی و ...به جان آمده است ، ادامه دهند. دلسردی عجیبی را دامن زدند و رفتند و من فکر نمیکنم که علیرغم حمایتشان از موسوی که کارنامه چندان قابل توجهی را هم بدنبال خود ندارد، بتواند همان اقبالی را برای ایشان بوجود آورد که ممکن بود نصیب خودشان شود تنها حضور خودشان میتوانست از تشتت آرا در جبهه اصلاح طلبان پیشگیری کند و...

در هر حال هنوز هیچ چیز قابل پیش بینی نیست و زود است تا به ترسیم دور نمای انتخابات پرداخت امید که اصلاح طلبان دینی که تنها نیرویی هستند که می توانند در شرایط گزینشی انحصار طلبانه ایی  که حاکم است در عرصه انتخابات امکان حضور یابند بتوانند یکبار دیگر با آسیب شناسی جدی از دو دوره ریاست جمهوری خاتمی جرقه امید را برای بار دیگر با قدرت بیشتری به تلالو درآورند و روشنی آن دامنگیر همه ما ایرانیان با همه تفاوتهایی که داریم بشود.

نوشته شده توسط مریم قاضی در ساعت 3:3 قبل از ظهر | لینک  |