امروز و دیروز

دهها روز و ماه و سالهای دیگر هم

برف باریده ست

برف میبارد

خواهد بارید؟

رد پاهایی پرشده

بر سفید راهی کرک آلود و ماتم زده

و دیوانه وار رهرویی

می طلبد خاطر آسوده اش را

از این تک رنگ بی صدا

سیاه زخم ذهنی بیمار

هماغوش چشم کور شب میشود

آبستن شوریدگی

راه بیمار است یا چشم ما؟

یا یک رنگی این فصلها

در طول روز و ماه و سال؟

برف باریده ست

برف میبارد

خواهد بارید؟

بروی مغز کوچگی

با طوفانی به بزرگی این جهان

به افسردگی تاریخ

و شرمندگی پاسخی تلخ!

دستهایت را به من بسپار!

کوره راهی چشمک زنان

با ترنم فصلی رنگین

بر لبان گرم خورشید

همه ی مارا میخواند!

تردید مکن!

باد سرد بددهنی در پی ماست

دو دل مباش!

منم بی تو مسیرها را نمیدانم

درنگ مکن!

آنسوی چند نگاه گرم

تراوش اندیشه های خندانی

چشم براه است و

فانوس چشمان ما نیز....