کد داوینچی
فیلم، به عنوان دارنده ی بیشترین مخاطبان ( هر چند ممکن است به اندازه مخاطب ادبیات نوشتاری جدی نباشد) ، مبحثی قابل تامل و در خور توجه میباشد.
اساسا هر فیلمی دو هدف دارد:
1- جلب بیننده
2- ارائه مفهوم و پیامی که بیننده به خاطر آن جذب میشود.
برای جلب بیننده ، تکنیک فیلمسازی بسیار ارزشمند است. چه بسا فیلمهایی با پیامهای عالی که به علت عدم برخورداری از تکنیک شایسته نتوانسته اند آنگونه که باید جای خود را در دل تماشاگر باز کنند و برعکس. زیرا بر خلاف ادبیات نوشتاری که خواننده با توجه به عناصر ذهنی خود صحنه های داستان را به تصویر می کشاند، در فیلم این فیلمساز است که تعین میکند چه تصویری را چگونه باید ببینیم. در واقع تکنیک کالبد فیلم و پیام روح فیلم تشکیل می دهند. در چگونگی تفهیم و جا افتادگی فیلم عناصر دیگری نیز دخیل میباشند که عبارتند از: زمان و مکان برگزاری آن و تا حدودی شرایط روحی و جسمی بیننده. جلب بیننده و تفهیم ایده و یا جهانبینی خاصی که مورد نظر کارگردان میباشد ، از طریق عوامل فیلم امکان پذیر میباشد: چگونکی ترتیب سکانسها، اشخاص بازیگر در فیلم ، چگونگی حرکت فیلم و اعمال دراماتیک در آن، چگونگی دیالوگ ، زبان، ماهیت مکالمه، کشمکش در مکالمه، رعایت اختصار، احتراز در یکنواختی و تقسیم مکالمات بین بازیگران و...
عناصر کیفی فیلم که مهمترین بخش فیلم در تبین آن میباشد نیز بیشتر در زمینه های تعریف و توضیح فیلم از طریق تجدید دیدار ، تحریک اعصاب، ایجاد هماهنگی، جمع نمودن اضداد باهم، ایجاد شکاف بین علاقه مندیهای متفاوت خود را بروز میدهد تا به ایجاد کشمکش در یکی از موارد زیر بپردازد: انسان علیه طبیعت، انسان علیه انسان، انسان علیه خود، انسان علیه جامعه و ...که این کشمکشها میتواند تصاعدی و پیچیده یا ساده و روان باشد. ارئه ی موضوعهای متنوع با استفاده از مفاهیم عشق و نفرت به عنوان دو منبع عظیم عاطفی بحرانی آگاهانه را پی ریزی میکند تا تعلیق، فاجعه و نتیجه و فرود بتوانند همان توجه و اوقات در خور توجهی را فراهم کنند که از ابتدای فیلم مورد توجه بوده است...
حال بدنبال این مقدمه کوچک میخواهیم وارد فضای فیلم ( کد داوینچی ) شویم که توانست اسکار را از آن خود نماید. فضای نیمه تاریک در بیشتر سکانسهای فیلم نقش بسزایی در پیچیدگی فیلم ایجاد نموده است. در این فیلم سه قشر قدرتمند حضور دارند: مسیح و هواداران او، قدرتمندان و کلیسا ، و آندسته از حقیقتجویانی که در این بین میخواهند پرده از راز قتلی بردارند که با کشف کدو داوینچی در تابلوی شام آخر راز عجیبی برملا میشود. پیامی که سر و صدای زیادی را از جانب کاتولیکها ایجاد نمود. بر خلاف آنچه که تاکنون نهادینه شده بود مسیح صاحب زن و از آن زن نیز دختری به دینا آمده است که نسل اندر نسل هواداران و شوالیه های نگهبان مسیح آنها را از گزند صاحبان قدرت کلیسا مخفی کرده اند. چنین استنباط میشود که بدنبال به صلیب کشاندن مسیح از جانب امپراطور ، جهت مقطوع نمودن نسل او و در اختیار گرفتن مجدد دین و کارگزاران آن در خدمت منافع زورمندان نه تنها همسر مسیح را به عنوان یک فاحشه تقبیح کردند بلکه به تحریف این واقعیت نیز پرداختند که مسیح صاحب فرزندی بوده است. فیلم به ما میگوید بعد از اینکه مخالفان مسیح دریافتند که همسر وی صاحب دختری شده است که هوادارانش او را به محل امنی منتقل نموده اند به قتل عامی باور نکردنی دست می زنند که طی آن پانصد هزار تا یک میلیون زن تحت عنوان ساحره و مغایرت با دین به قتل می رسند به این امید که زن و دختر مسیح نیز در بین آنان به کام نابودی رفته باشد و این قسمت بسیار شبیه داستان نمرود و ابراهیم میباشد که بعد از خواب نمرود و تعبیر آن مبنی بر اینکه پیامبری از بین قوم او برخواهد خواست که او را نابود میکند ، دستور داده شد تا هر پسری که بدنیا آمد به قتل برسد. عده ای نیز بر این باورند که در واقع ترس کلیسا از دختر بودن فرزند مسیح است که جامعه و دین مرد سالار قادر به تحمل آن نمیباشد. اما در بخش دیگری از فیلم این باور کاتولیکها را نیز مبنی بر باکره ماندن و امتنان از همخوابگی به عنوان بخشی از وظایف دینی خدمتگذاران کلیسا به زیر سوال میبرد و با به تصویر کشیدن یک صحنه کوچک از چنین موردی میخواهد بگوید که مسیح آمیزش با جنس مخالف را نه تنها وجهی برای پاکی در نظر نگرفته است بلکه آنرا با رعایت شئونات اخلاقی ، عین عبادت دانسته است و یک زندگی عادی و طبیعی را به جای مبارزه ایی نامعقول با خصوصیات طبیعی انسان مد نظر داشته است و در واقع آن خود آزاری که در این بین عاید میشود بدور از توصیه های واقعی مسیح القا میشود. در این بین دیر صهیون که محل اختفای کد میباشد نقش پای یهودیان را در این بین و بهره برداری آنها از واقعیتی که از آن مطلع بودند ، باز مینماید. می خواهد بگوید که قدرتمندان جهت حفظ منافع خود از هر ابزاری استفاده میکنند و خصوصا دین در ان بین بیش از هر چیزی قابل بهره برداری بوده است. پیام آخر فیلم راه انسانها و آزادگی را هم از دین و هم از زورمداران جدا کرده و آن را بسی فراتر از هر چیز دیگری میداند..بنظر میرسد که فضای باز سیاسی در غرب، بهره مندی از امکانات خوب مالی و دسترسی به بسیاری از منابع مزید بر خلاقیت سازندگان فیلم توانسته است بدون هیچگونه دغدغه ای از گذشتن از خطوط قرمز به آن پیامی که مد نظر داشته است دست یازیده باشد. چیزی که در ممالک شرقی خصوصا خاور میانه، به حریم ممنوعه اطلاق میشوند و منجر به خشونتهای فراوان تا حد جهانی شدن این تهدیدات شده است. جنگ سالاران و زورمدارانی که در راس ایدئولوژی ها و مرزبندی های متفاوتی قرار گرفته اند میروند تا جهانی را در آتش جنگی خانمانسوز شعله ور سازند. همان انگیزه هایی که جهان را به کام دوو جنگ بزرگ جهانی و هزاران جنگ خونین منطقه ای فرو برد. هزینه میلیاردها دلار در این راستا در کنار لاینحل ماندن هزاران نیاز اولیه انسانی ، کار عاقلانه ای نیست و ...در خاتمه فیلم بازیگر زن که در کنار استاد تاریخ به کشف زوایای پیچیده آن میپردازند به چیزی غیر از این می اندیشد که او یکی از نوادگان مسیح میباشد که ممکن است جان او کماکان در خطر باشد، وی کالبد و روح انسانی را در خطر فجایعی میبیند که ناشی از همین مرزبندی هاست و اساس تناقض و به هم خوردن صلح و آرامش را پی ریزی کرده اند و به یکباره نماینده تمام آن حقیقت جویانی میگردد که در جستجوی یک زندگی انسانی میباشند. ...
این فیلم در بطن خود حاوی پیامهای بسیار مهمی میباشد که خصوصا به لحاظ زمانی هماهنگی خوبی با اوضاع امروز جهان دارد. کودکان بیگناه و هزاران انسان دیگری که امروز در معرض یه فاجعه جهانی قرار دارند، شباهت زیادی به تابلوهای داوینچی دارند که در اغلب آنها مادرانی کودکان زیبای خود را با دو بال آسمانی در آغوش گرفته اند و شوالیه های نگهبان با چشمهای نگران در پای آنها گویی دغدغه حفظ جان آنها را دارند. ..
تماشای این فیلم را به همه علاقه مندان توصیه مینمایم.
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱:۴ ب.ظ توسط مریم قاضی
|